أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

228

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

اصحاب اخشيد در مكه نبردى روى داد كه اخشيدىها پيروز شدند . در سال 343 نيز تلاش تازه‌اى آغاز شد كه باز پيروزى از آن اخشيدىها بود . از اين رويدادها ، چنين روشن مىشود كه مكه ، همان گونه كه به دليل قطع حج در سال‌هاى فتنهء اخشيدى كه از آنجا دور بودند ، آن سختىها و فشارها را تحمّل كرد ، پس از نزديك شدن اخشيدىها به مكه و تسلط بر آن ، باز هم به خاطر جنگ و وحشتى كه براى مكه پيش آمد ، اسير همان دشوارىها بود . اين وضعيت تا پايان دوران اخشيدى ادامه يافت . مورّخان ، اسامى واليانى كه از سوى اخشيدىها بر مكه حكومت كردند را ياد نكرده‌اند . تقى الدين فاسى مىگويد كه آنان را نمىشناسد . اما ابن ظهيره قرشى در الجامع اللطيف گويد كه قاضى ابوجعفر محمد بن حسن عباسى در سال 338 حكومت مكه را از سوى اخشيدىها بر عهده گرفت ، اما از كس ديگرى ياد نكرده است . « 1 » در اين زمان ، عباسيان برخى از علويان را هر ساله به نيابت از خويش براى امارت حج به مكه مىفرستادند . يكى از مشهورترين آنها نقيب طالبىها ، ابوجعفر موسوى پدر شريف رضى بود كه سال‌هاى متمادى در رأس گروهى از علويان ، امارت حج عراق را عهده‌دار بود . بسا عباسيان با اين اقدام در تلاش بودند تا از شخصيت او ميان قبايل ، در مكه استفاده كنند ، اما در اين كار توفيقى به دست نياوردند ، زيرا حكومت اخشيد در مكه ريشه كرده بود و تا پايان دولت آنان در سال 357 ادامه يافت . دولت اخشيدى مىدانست كه دعاى براى آنان بر منبر حرمين ، مىتواند براى دولت آنان نوعى جلالت دينى به ارمغان آورد . به همين جهت ، بخشش‌هاى فراوانى به بزرگان حرمين داشت و دست به اصلاحات فراوانى در مكه و مدينه زد . نويسندهء النفوذ الفاطمي « 2 » مىنويسد كه اخشيد در نامه‌اى به امپراطور روم نوشت :

--> ( 1 ) . فاسى به اين مطلب اشاره كرده و مىگويد كه اين مطلب را در كتاب يك مورخ مصرى خوانده است . بنگريد : شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 197 . ( 2 ) . النفوذ الفاطمي ، ص 12 .